پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - كاركرد اليگارشي قوم يهود در سياست خارجي امريكا - ملک محمدی حمید
كاركرد اليگارشي قوم يهود در سياست خارجي امريكا
ملک محمدی حمید
سدهي بيستم ميلادي، شاهد ظهور يهوديت امريكايي بود. ايالات متحده با داشتن ٦ ميليون نفر يهودي، يكي از مناطق مهم تمركز اين قوم به شمار ميآيد. مهاجران يهود در سرزمين امريكا، پس از كسب عنوان شهروندي، در پي «مشاركت مؤثر» برآمدند و اينك نقش «مشاركت مسلط» پيدا كردهاند .اين مسئله به ويژه پس از تشكيل دولت اسرائيل در زمينه سياست گذاري خارجي ايالات متحده چهرهيي جديتر يافته است.
الگوي اليگارشي
مداخله قوم يهود در نظام سياسي امريكا، به كمك مثلث سياست مداران يهودي، ثروت يهوديان و آراي آنان تحقق مييابد. سياست مداران يهودي در مناصب مختلف سياسي در، سياست خارجي ايالات متحده تأثير بسيار دارند. رأي يهوديان به طور مستقيم و نيز توان آنان در بسيج آراي ديگران به طور غير مستقيم، چيزي است كه سياست مداران امريكايي نميتوانند از آن غافل باشند. سرانجام، يهوديان در ميان حمايت كنندگان مالي كانديداهاي سياسي ظاهر ميشوند و ثروت يهودي، به عنوان پشتوانهي مالي احزاب و فعاليتهاي سياست مدران، تعيين كنندهي بسياري از خطوط راهنما ميگردد.
اين تصوير ساده از الگوي اليگارشي يهودي است كه از مؤلفههاي محيطي كشور ايالات متحده همچون مشاركت، تحمل و تساهل، رعايت حقوق اقليتها، پديدي چند فرهنگي و... بهره ميجويد و با هدف «نفوذ» و «تأثير» در زمينههاي گوناگون به ويژه عرصه سياست خارجي، عمل ميكند.
حوزههاي عمل اليگارشي
١. قوه مجريه: قواي اجرايي امريكا، از ابتداي تشكيل اسرائيل تاكنون، حفظ روابط با اسرائيل را داراي اهميت ويژه ميداند. «كرومن»، با توجه به آراي يهوديان و حضور مشاوران طرف دار صهيونيسم چون «كليفورد» و «تايلز» پس از اعلان استقلال دولت اسرائيل بي درنگ آن را به رسميت شناخت. ١
منحني حمايت دستگاه اجرايي ايالات متحده از اسرائيل، همواره سير صعودي داشته است. سرانجام دوران رياست جمهوري كلينتون، يكي از بهترين دورههاي حيات اسرائيل است. او بيش از رؤساي جمهوري پيشين، اقليت يهودي را به دولت راه داد. يهوديان كه ـ تنها ٢ درصد از جمعيت امريكا را تشكيل ميدهند ـ حدود ٤٢ درصد از مناصب مختلف كابينهي كلينتون را در اختيار دارند.٢ كمكهاي مالي، نظامي و يپلماتيك امريكا از متوسط ٦٢ ميليون دلار درسال هاي ١٩٦٥- ١٩٤٩ به ٥/٢ ميليارد دلار در سالهاي ١٩٨٤ ـ ١٩٧٥ رسيد و برخي بر اين باورند كه در سالهاي اخير، به رقم ٥ ميليارد دلار رسيده است.٣
گسترهي نفوذ اقليت قومي ياد شده، تا بدان جاست كه حتي بسياري از سفراي امريكا در كشورهاي جهان از ميان سياست مدران يهودي برگزيده ميشوند.٤
٢. كنگرهي امريكا: كنگره ايالت متحده، در روابط اسرائيل و امريكا، عاملي منحصر به فرد شمرده ميشود. تصويب كمكهاي خارجي شامل كمكهاي اقتصادي و نظامي، از نشانههاي پر اهميت حمايت كنگره از اسرائيل است. براساس تحقيقي در دورهي رياست جمهوري نيكسون و فورد ٨٠ درصد سنا و ٨٦ درصد مجلس نمايندگان در مورد كمك به اسرائيل نظر موافق داشتند.٥
٣. افكار عمومي: رسانههاي جمعي امريكا از شبكههاي تلويزيوني تا رسانههاي مكتوب، به طور قابل ملاحظهيي تحت مديريت يهوديان قرار دارد. شبكه هايي چون NBC,CBC, ABC, از ابتدا به وسيلهي يهوديان اداره ميشدند. در شبكهي CNN مشاغل كليدي وبخش آگهيها به طور عمده در دست يهوديان است. روزنامههاي نيويورك تايمز، وال استريت ژورنال و واشنگتن پست نيز در اختيار يهوديان است. اين رسانهها درساليان متمادي، تصويري مثبت از اسرائيل براي افكار عمومي ساختهاند.٦
كاركرد الگوي اليگارشي
نخستين متمم قانون اساسي امريكا، پايه گذار يكي از مهمترين پديدههاي تاثير گذار بر سياست خارجي آن كشور است. پديدهيي با عنوان لابي، اين امكان را در اختيار گروههاي داخلي قرار ميدهد كه براي قبولاندن اهداف سياستهاي خويش بر كنگره و قوهي مجريه اثر بگذارند.
در حوزهي سياست خارجي، لابيها در پي شكل دادن سياستهاي امريكا در مورد يك كشور يا مجموعهيي از كشورهاست. ايالت متحده لابيهاي گوناگون دارد. اما هيچ گروهي از جامعهي يهوديان موفقتر نبوده است. اين مسئله چنان ملموس است كه به باور دالس «در اين كشور (امريكا) اجراي يك سياست خارجي كه از سوي يهوديان مورد تاييد قرار نگيرد، تقريبا كاري محال است.» ٧
لابي ايپك
كميتهي امريكايي امور عمومي اسرائيل (The American _ Israeli Public Affairs Committee) تنها لابي يهودي ثبت شده، تحت قانون فدرال ثبت لابي است كه اهدافي گوناگون از جمله تضمين ادامهي كمك به اسرائيل، انتقال سفارت امريكا به بيت المقدس، فروش پيشرفتهترين تسلحات به اسرائيل و تمهيدات لازم براي امنيت اسرائيل را پي ميگيرد.
فعاليتهاي اين لابي، محدود نيست و در گسترهي امور فرهنگي، آموزشي، مالي و سياسي مربوط به اسرائيل جريان دارد. كنن (Kenen) بنيانگذار و رئيس طولاني مدت را «ايپك» (١٩٧٥ ـ ١٩٤٥) شيوهي كار اين كميته را چنين تبيين ميكند:
روش ما همواره حركت دادن نمايندگان به سويي است كه، ضمن فشار به دستگاه ديواني، آنان را متقاعد سازد اين يا آن سياست، خواست مردم امريكااست.٨
با اين شيوه، وقتي مسئلهيي حساس پيش ميآيد. ايپك از طريق نشريات، نامه، تلگراف و تلفن اعضاي خود را مطلع ميسازد. آن گاه سيل نامهها و تلفنهاي شهروندان موجب ميشود قانونگذار جهتگيري خاصي را اعمال كند. افزون بر اين در پرتو حمايتهاي ايپك، به ويژه در زمان انتخابات، اميد انتخاب مجدد در نمايندگان تقويت ميشود.
١-١.W.A.Eddy F.D.R.Meets Ibn Saud, New York; American Friends of the Middle East,(١٩٤٥) P.٣٧.
٢-در سال ١٩٩٧ فهرستي به چاپ رسيد كه در آن اسامي برخي از افراد سرشناس يهودي در كابينهي كلينتون نقش بسته بود؛
مادلين آلبرايت (وزير خارجه)، رابرت روبين (وزير خزانه داري)، ويليام كوهن (وزير دفاع)، دان گليكمن (وزير كشاورزي)، جرج تنت (رييس سازمان سيا)، لوييس فريح (رييس اف. بي. آي)، ساموئل برگر (رييس شوراي امنيت ملي) و. در اين فهرست اسامي ٤٥ تن مشاهده ميشود.
براي اطلاع بيشتر نگاه كنيد به:
Clintons Overwhelmingly Jewish Government, "Jew Watch" WWW. Jew _ Occupied governments US - Clinton - Calinet.htm, ١٩٩٧.
٣-Arouri N. the Obstruction of Peace: the US, Israel and the Palestinians (Common Couroge Press, ١٩٩٥), P.٨٥.
٤-در اين خصوص ميتوان به سفراي امريكا در كشورهاي آلمان ،فرانسه، لهستان، دانمارك، مجارستان، روماني، بلژيك، روسيهي سفيد، آفريقاي جنوبي، زلاندتو، هند، مصر، سوئد، مراكش، زامبيا، سنگاپور، برزيل، مكزيك، كانادا، كوبا، نروژ، سوييس اشاره كرد.
Untied States: Jewish U.S.Ambassadors, "Jew watch ", WWW.WPWW.com . ١٩٩٧,P.١ _ ٤.
٥-Feuerwerger M.C, Congress and Israel: Foreign Aid Decision Making in the House of Representatives (Westport, Con. Greenwood Press, ١٩٧٦), P.٢٨.
٦-Adamc. W.C.Television Coverage of International Affairs.(Norwood, N.J.: Ablex Publishing Corp , (١٩٨٢). Chapters: ١, ٤, ٥.
٧-Dalls J. in Neff, D., Warriors at Suez: Eisenhower Takes America into the Middle East(New York: Linden Press, ١٩٨١), P.٤٣٣.
٨-Lanouette, W.J., "The Many Faces of the Jewish Lobby in America", Nationak Journal, ١٠, ١٩٧٨, P.٧٤٩.